صدو سی روزه بویِ گل نیومد'>نیومد - صدایِ صحبتِ بلبل نیومد
صدوسی روزه نشنیدم صدایش - صدوسی روزه غمگینم برایش
صدو سی روزه دورم از امامم - صدو سی روزه غمگین شد کلامم
صدو سی روزه در بینِ خبرها - همه اش جنگه وَ مایه ی درد سرها
صدو سی روزه "کشور دوست" خاموش - ولی یادش نمیگردد فراموش
صدو سی روزه از آقام دورم - صدو سی روزه غایب شد حضورم
صدو سی روزه گشتم من عزادار - شدم مَن دور، از آن یارِ غمخوار

صدو سی روزه که "آقای ایران" - شده دور از عزیزان و دلیران
صدو سی روزه شمعِ محفلِ ما - شده خاموش و آزرده دلِ ما
صدو سی روزه مانده پیکرِ او - بدونِ دفن و غمگین مادرِ او
صدو سی روزه آقای حبیبم - ز دورِیِ تو غمها شد نصیبم
کشیدستم مصیبت این صدو سی روز - بسی غم، رنج و زحمت، این صدو سی روز
ولی، دورانِ رنج و غم سر اومد - به مشهد آن عزیز و دلبر اومد
کنارِ مرقدِ هشتم امامش - شده مدفون و دائم شد مقامش
شده ای "باقری" سَیِّدعلی جان - کنارِ هشتمین آقاش مهمان
سروده شده به مناسبت دفن آقای شهید ایران در حرم امام هشتم علیه السلام
برچسب:
نویسنده: یگانه فراهانی